X
تبلیغات
نماشا
رایتل

میدونم که حتماسلام 

من دوباره برگشتم و دوباره شرمنده از غیبت طولانی 

چه کنم که این تهرانتو هم وقت ما رو میگیره و نمیگزاره به خواننده های گلمون برسیم 

از یک طرف بعضی از دوستان در نهایت لطف و محبت با نظرات زیباشون ما رو شرمنده میکنند و از طرفی بعضی دیگر دوستان (دوستان دشمن خونی) با فحش و بد بیراه (از نوع خواهر و مادر با کمی تاکیدات اضافه) آدم رو به شک می اندازند که مگه بنده ارث باباشون رو خوردم یا ظلمی در حقشون کردم که اینطور با دل و جون و از ته وجودشون به واله ما ابراز ارادت میکنند.   

بگدریم که به قول شاغر گفنه : این هم بگذرد 

میدونم که هنوان این پست ممکنه کمی توجهتون رو جلب کرده باشه 

غرض این بود که خواستم یکم ازتون درد و دل کنم 

الان که با خودم حساب میکنم و به قول معروف چرتکه میندازم میبینم با اینکه مهاجریم و سختی میکشیم و زندگیمون نیبت به ایران جمع و جورتر شده ولی در عوضش این زندگی ارزشی داره که زندگی در ایران نداره 

اینجا الان نزدیک به ۱۰ ماهه که زندگی میکنم ... مشکل زبانم به خصوص در سطح محاورات روزانه تا حد بسیار زیادی حل شده ... درسم رو دارم میخونم ... حداکثر تا دوسال دیگه بصورت موفق وارد دانشگاه میشم ... از همین الان میتونم بصور موفق وارد کالج بشم یا برم توی کارهای فنی ... راه زندگیم رو کاملا بصورت اختیاری انتخاب میکنم و هر جا احساس کردم اشتباه کردم در دم برمیگردم و راه درست رو میرم ! 

تازه بقول چ دوسال دیگه با کلی شکست هم اگر برگردم به ایران کم کمش میتونم به عنوان معلم زبان در موسسه های آموزش زبان درس بدم

حالا وضعیت من رو به عنوان یک شهروند ایرانی در خود ایران مقایسه کنید که هیچکدوم از اینها رو نداشتم ! 

حالا تازه وضعیت منه مهاجر رو با یک مهاجر افغانی در ایران مقایسه کنید ... بیچاره ها چه بلاها که ما سرشون نمیاریم ! 

الان اینجایی که هستم واقعا احساس خوبی دارم چون همه چیز برام روشنه ... دید ها و شاید بشه گفت استانداردها کاملا با ایران متفاوته ولی زندگی زیباست ولی فقط جای یک چیز کمه ! 

عاطفه اینجا فقط عاطفه کمه

اینجا یک کارگر و یک رئیس شرکت هر دو از موقعیت اجتماعی یکسانی برخوردارند ولی حقوق کارگره بیشتره. 

اینجا اول حقوق افراد متخصص بیشره بعد کارگرای حرفه ای و بعد رئیس رئسا ! 

فعلا تا بعد 

ارادتمند 

رامین

نظرات (12)
دوشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 12:43 ق.ظ
سلام آقا رامین
بابا رکورد میزنی ۱۵ روزی یکبار
ما در هر صورت هر روز چک میکنیم که مطلب گذاشتی یا نه
ژاینده باشی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 10:43 ب.ظ
سلام. ممنون از مطالب خوبتون. من یک خانم 27 ساله هستم که قرار هست برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا بیام کانادا. ولی یک نگرانی که دارم وضعیت ازدواجم هست و نمی دونم اونجا هم شرایط ازدواج برام هست یا نه. ممنون میشم از تجربیاتتون بگین.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
اینجا هم ایرانی خوب هست و هم خارجی خوب و برای ازدواج هم شرایط فراهمه
اگر هم نخواهید میتونید روابط خارج از ازدواج هم برقرار کنید که بستگی به اعتقاداتتون داره
سه‌شنبه 18 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 09:42 ب.ظ
سلام رامین جان یه نفر نظر ناراحت کننده ای در وبلاگ ما گذاشته و رضا در جوابش یه پست گذاشته ممنون میشم برای این نظر توهین آمیز نظرت را بدونم. سان شاین
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 11:11 ق.ظ
سلام امیدوارم هر جا هستی موفق باشی هموطن.خاطرات تو رو خوندم .به منم سر بزن.
جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 09:14 ق.ظ
سلام رامین

واقعا به نظرت عاطفه‌ تو ایران بیشتر بوده یا اینکه تظاهر به توجه و عاطفه؟
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشی
امتیاز: 0 0
جمعه 21 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 11:50 ق.ظ
بقول بچه ها تهرون . عیول داداش . خیلی اقایی
همین که مارو از اطلاعات ارزشمند اگاه می کنی جای تشکر داره
بازم خیلی اقایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 12:27 ق.ظ
سلام

از آنجایی که خودپی گیر اخبار مهاجرت بودم وبلاگی راه انداختم که با استفاده از گوگل ریدر آخرین مطالب دیگر وبلاگها را دراین باره نشان دهد
شما را به دیدن آن دعوت می کنم.
http://fromirantocanada.blogspot.com
امتیاز: 0 0
دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 08:36 ق.ظ
سلام آقا رامین
خوشحالم که رو براهی.از زندگیت لذت ببر .به حرف یا مفت بعضی ها گوش نده.
بعضی ها تحمل موفقیت دیگران رو ندارند.
به موقع عاطفه هم پیدا میشه .همون بهتر که الان عاطفه های ظاهری سراغت نیاد انشاءالله در بهترین موقعت بهترین عواطف انسانی نصیبت بشه گل پسر.

موفق باشی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 06:41 ب.ظ
درود
آرزوی موفقیت برات دارم
کاش ایران ما هم مثل اونجا بود و لی می دونم که حداقل چند نسل باید بگذره تا شاید مثل اونجا باشه عاطفه رو می شه یه کاریش کرد ولی ندونستن فرادتو خیلی مشکه
امتیاز: 0 0
شنبه 7 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 09:26 ق.ظ
سلام دوست عزیز

من آوا هستم و مثل شما ساکن کانادا.وب جالبی داری خوشحال میشم به من هم سری بزنی و ذر صورت تمایل تبادل لینک کنیم.سال خوبی رو برات آرزو میکنم.هر جا هستی شاد و سلامت باشی.
یکشنبه 15 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 09:17 ق.ظ
سلام

من تازه با وبلاگ شما اشنا شدم خیلی ممنون که خاطراتت را منویسی برای من که خیلی مفید من تازه می خوام اقدام کنم .چند تا سوال دارم اگه زحمتی نیست جواب بده من از ت ممنون می شم کلاس زبان اونجا اجباری ؟ هر کی می اید باید کلاس بره ؟ من شنیدم یک سری دورههای تخصصی هست 6 ماهه یا یک ساله که حتی وام هم در طی دوره میدن اگه اونها رو بری خیلی راحت کار گیرت می اد این مطلب درست؟امیدوارم همیشه موفق و شاد باشی

مرسی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
کلاس زبان اجباری نیست ولی اولا خیلی کمک میکنه و در ضمن در ماه های اول که بیکار هستید بهترین راه برای وقت گذرانی مفیده
این دوره ها هست و بهتون هم وام میدند ولی کارتون رو خیلی راحت نمیکنه و باز هم به تلاش خودتون بستگی داره ولی بهترین راه برای شروع در رشته های فنی همینه
جمعه 25 دی‌ماه سال 1394 ساعت 02:56 ب.ظ
میدونم خیلی وقته نمینویسی وممکنه این کامنتواصلن نبینی ولی بازم ممنون ازاینکه وقت گذاشتیواینارونوشتی کاش دوباره نوشتنوادامه بدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون خانم بیتا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد